
بنام حق
به بهانه
افتتاح بخش جدید قلب بیمارستان سیدالشهداء
مصاحبه با
دکتر سادات، در دهمین سالگرد دوم خرداد
(بخش اول)
امروز!
سومین شهید محراب و شهید دکتر سید رضا پاک نژاد، می خندند!
در آستانه
دوم و سوم خرداد، و مصادف شدن اول خرداد با روز پرستار، مصاحبه با جراح و
متخصصی که مدتها در جبهه بوده، و سالها مدیریت بیمارستان خیریه حضرت
سیدالشهداء و ریاست نظام پزشکی یزد را بعهده داشته و ده سال قبل، رئیس ستاد
انتخاباتی سید محمد خاتمی در یزد بوده است، وقتی همزمان با افتتاح بخش جدید
قلب بیمارستان سیدالشهداء می شود، دیگر نمی توان تیتری برای آن انتخاب کرد.
دکتر سادات
از پزشک شدن و پایان تحصیلات و تخصص گرفتن و تولد فرزندانش در اهواز زمان
جنگ، از اینکه دست خالی و برای رضای خدا به اهواز رفته و دست خالی به شهر
خود بعد از سالها بازگشته، از فعالیت در ستاد انتخاباتی خاتمی و عدم قبول
پست استانداری و دولتی در بعد از دوم خرداد می گوید، و از توسعه بیمارستان
خیریه سیدالشهداء و خدمت و کمک به مردم بی بضاعت! و هشتصد و سی و هشت عمل
فلب انجام شده در دو سال گذشته، توسط دکتر فروزانیان، که تنها 9 مورد در
بعد از عمل به فوت منجر شده!
افتتاح بخش
جدید قلب بیمارستان حضرت سیدالشهداء(ع) در روز پرستار، بهانه مصاحبه و
گفتگو با دکتر سید علی محمد سادات، می شود، اما موضوع بسیار فراتر از مدت
زمان کم گفتگو می باشد، بیمارستان خیریه ای که سال 1349 و در اوج قدرت
رژیم گذشته، برای خدمت رسانی به مردم بی بضاعت، توسط سومین شهید محراب، و
با همراهی شهید سید رضا پاک نژاد و کمک افراد خیر تاسیس شده، اینک امروز
توسعه و گسترش بسیاری یافته، و دارای بخش های گوناگون قلب، داخلی، اطفال،
زنان و زایمان، جراحی، ارتوپدی، ارولوژی،
CCU،
دیالیز،
ICU
، سی تی اسکن، آنژیوگرافی، سونوگرافی،
MRI
، آلوواپلو قلب و ... می باشد!
** بیمارستان حضرت سیدالشهداء (ع) یزد، نسبت به بیمارستان های دیگر از نظر
امکانات و کادر بهتر است یا بدتر؟
ببینید،
عملکرد مهم است، حالا ممکن است بیمارستانی 20 تا تخت آی سی یو و بهترین
امکانات را داشته باشد، ولی دکتر و پرستار آن تجربه و تخصص کافی را نداشته
باشند و تلفات زیاد بدهند! در پزشکی، حرف اول را امکانات نمی زند؛ حرف اول
را تبحر و تجربه و سواد خود دکتر می زند، و بعد از آن، پرستارانی که کار
پرستاری و مراقبت ها را انجام می دهند
** بیمارستان سیدالشهداء، از پرستاران زبده و ورزیده و با تجربه استفاده می
کند یا نه؟!
بگذارید من
نتیجه را بگویم، خودتان قضاوت کنید. نمی شود که نتیجه خوب باشد و کادر
ضعیف، مگر اینکه معجزه ای اتفاق افتاده باشد.
ما تا به
حال همه عمل های قلبمان در بخش جراحی 1 بوده، یعنی اتاق عمل معمولی
بیمارستان را اختصاص داده بودیم به قلب، و آی سی یو با سه عدد تخت و نیمی
از بخش جراحی 1 حدود 12 تخت را اختصاص داده بودیم به جراحی قلب، وقتی شما
عمل می کنید و سه عدد تخت آی سی یو دارید، مجبور هستید که زودتر مریض را
مرخص کنید تا جا برای مریض بعدی باز شود، ولی کادر بخشمان زحمت آنرا می
کشیدند، یعنی مراقبتشان در حد مراقبت بخش آی سی یو بود.
سال 84 -
209 تا عمل قلب داشته ایم، سال 85 - 520 عمل قلب داشته ایم و در دو ماه
امسال 99 عمل را انجام داده ایم و اگر امروز را هم جزء عمل حساب کنیم با سه
عمل امروز می شود 102 عمل در 2 ماه اول سال، یعنی تا آخر سال 600 عمل
خواهیم داشت انشالله!
** چرا بسیاری از بیماران یزدی، برای درمان و انجام عمل قلب، با پرداخت
هزینه های خیلی بالا به بیمارستانهای خصوصی تهران مراجعه می کنند؟ آیا
بیمارستان سیدالشهداء یزد قابل مقایسه با بیمارستان های خصوصی تهران هست ؟
ما فکر می
کنیم بیمارستانی که سالهای سال است دارد کار می کند، و پزشک های نام آوری
در آن کار می کنند، صاحب تجربه و امکانات خیلی بهتری هست، بطبع قابل اعتماد
تر است. من مطمئنم که بیمارستان سیدالشهداء جزو بهترین هاست، البته با توجه
به این آماری که ارائه می دهم، ما از 838 عمل که انجام داده ایم فقط فوت 9
بیمار را شاهد بوده ایم، یعنی حدود یک درصد! یعنی از زمانی که کم تجربه
بودیم تا حالا که وضعمان خیلی بهتر شده !
البته این
موضوع فقط مختص به یزد نیست، حالا شما فکر کنید آنهایی که در تهران هستند،
فکر می کنند اگر بروند سوئیس عمل کنند بهتر است، در ایران شهرستانی ها فکر
می کنند که اگر بروند شهرهای بزرگ خیلی بهتر است، و کسانی هم که در شهر
خودشان هستند، بین مراکز دولتی و خصوصی، مثلا می گویند مرکز دولتی نمی
خواهیم برویم می رویم مرکز خصوصی
** بیمارستان سیدالشهدا خصوصی است یا دولتی؟
بیمارستان
سیدالشهدا خصوصی خیریه است، یعنی بیمارستان های دولتی خیریه ای هم داریم که
وابسته به دولت و زیر نظر اوقاف هستند و از ردیف بودجه دولت استفاده می
کنند، به آنها می گویند خیریه هایی که وابسته به دولت هستند؛ و مالیات هم
نمی دهند، چون دولت خودش دارد خرجشان را می پردازد، ولی بیمارستان های
خیریه ای که مستقل هستند و دخل و خرجشان با اوقاف نیست، سازمان دارایی
سالانه می آید و بررسی عملکرد می کند؛ اینها خیریه های مستقل هستند، که از
ردیف بودجه دولت هم هیچ استفاده ای نمی کنند، و مالیات هم می پردازند. یعنی
وقتی بیمه می خواهد حق بیمه مارا بپردازد، اول پنج درصد مالیات ما را کسر
می کنند و بعد می پردازند، و تنها فرقی که وجود دارد این است، ما به بیمار،
اگر مشکل داشته باشد تخفیف می دهیم، ولی بیمارستان های دیگر نمی دهند؛ و یا
اینکه ما تصمیم گرفیتم برای بعضی از اصناف و قشرها، یک تخفیفات ویژه قائل
شویم.
بیمارستان
های دیگر، مریض که وارد می شود، می داند که این پول را باید پرداخت کند ولی
اینجا که صورتحساب را دست بیمار می دهی، وقتی دید که مشکل دارد، دنبال
تخفیف می رود و تخفیف هم می گیرد!
** هزینه عمل قلب در بیمارستان سیدالشهدا چقدر است؟
تقریبا حدود
4 میلیون! البته برای کسی که زیر حمایت هیچ بیمه ای نباشد و این حداکثر
هست، بستگی دارد که چند روز بستری شده باشد، ولی این عدد در مقابل
بیمارستان های دیگر مثل افشار (دولتی) بالا است، کسی که بیمه است اینجا
باید دو و نیم میلیون بپردازد ولی در بیمارستان افشار باید حدود 200 یا 300
هزارتومان بپردازد. دلیل این موضوع اینست که درآنجا همه هزینه پرسنلی و
خدماتی را دولت می پردازد، اما اینجا ما باید از محل درآمدهای خودمان
بپردازیم، بعضی وقتا بحث می شود، من می گویم حقوق پرسنلی من در ماه حدود
هشتاد میلیون است، این پول را دولت بپردازد، من حاضرم مثل بیمارستان دولتی
بهش خدمات ارائه کنم! ولی ما سعی کردیم که به مردم هم فشار نیاوریم، چیزهای
اضافی در صورتحساب ها و کارهای نکرده را را اضافه نکنیم، و یعنی خود بیمه
ها هم، این قضیه را در مورد بیمارستان ما می دانند!
** شما در بیمارستان خیریه حضرت سیدالشهداء (ع) واحد تحقیق و بررسی دارید،
یا همینجور به صرف اینکه یک فردی می گوید من پول ندارم یا بدبختم، قبول می
کنید ؟
عرض کنم که
واحد تحقیقات باید برود زندگی مردم را بررسی کند و یک مددکار هم می خواهد و
شاید زیاد خوشایند هم نباشد که وارد حریم زندگی مردم شویم، مردم آبرو دارند
و به صرف اینکه یک کسی می آید، می گوید: سنگ مفت، گنجشک مفت؛ برویم تحقیق
زندگی مردم بکنیم برایمان زیاد خوشایند نیست، زمانی هم بیمارستان مددکار
داشت، که کم کم مددکار را خودشان حذف کردند، البته این افراد یک فرمی پر می
کنند که وضعیت زندگیشان را تا حدودی در این فرم می نویسند و یک آدم معتمد
هم می گوییم معرفی کنند، که اگر خواستیم تحقیق کنیم به او مراجعه کنیم، ولی
یک حدیث هم داریم که می گوید: اگر کسی دستش را به سوی شما دراز کرد، حتی
اگر وضعش هم خوب باشد، همین که آبرویش را گرو گذاشته و دستش را جلوی شما
دراز کرده او را ناامید بر نگردانید و داشتیم مریض هایی که ما تحقیق و
پیگیری کردیم دیدیم،....
ولی همین
قدر که یک فرد از آبرویش مایه گذاشته ومراجعه کرده به نماینده دفتر آقای
صدوقی، که آقا من مشکل دارم، برای ما کافی است، البته یک تحقیقات متعارفی
داریم که پیگیری می کنیم ویا افراد معتمد سفارشان را می کنند، مثلا شما می
آیید می گویید من این آدم را می شناسم مشکل دارد، یا از استانداری زنگ می
زنند! روحانیون محترم و یا از کمیته امداد نامه می آورند یا از بهزیستی ،
در نتیجه ما دستمان بازتر است تا بهتر بتوانیم کمک کنیم
** آیا کمک های مردمی نیز دارید؟ مثلا مثل گذشته قبض های کمک به دست مردم
داده می شود؟
نه! گاهی
بعضی ها اینجا بستری می شوند، خطر حادی را می گذرانند، و بعد که می بینند
پرستاری بطور مطلوب انجام شده، احساساتی می شوند و کمکی می کنند، ولی به
طور معمول، کمک های مردمی نداشته ایم؛ البته قبلا مردم کمک های خوبی می
کردند، مثلا فلانی چاه آبش را کمک می کرد! یکی خانه، یکی باغ و غیره، اما
الان مدتی است که این کمک ها قطع شده است، ولی ما به این فکر افتادیم که
برای بیمارستان پشتوانه مالی درست کنیم، و الان سازمان اقتصادی سیدالشهداء،
پشتوانه اقتصادی بیمارستان است!
** این کمک هایی که گفتید همه مال قدیم و گذشته بوده است، آن زمانی که
شهید صدوقی و شهید پاکنژاد بودند و یک هسته ای را بنا کردند و آنزمان هم
مردم یک مقدار از املاکشان را وقف بیمارستان سیدالشهداء کردند، اما حالا
آن فرهنگ کجا رفته؟ بیمارستان نیاز ندارد یا کمک نمی شود؟
نه! کافی
نیست و نیاز داریم، اما بیمارستان درآمدهایی کسب می کند، به اضافه بعضی از
کارهایی که ممکن است انجام دهیم و مثلا وام بگیریم، شما می دانید وقتی فرض
کنیم یک دستگاهی یا یک بخشی به بیمارستان اضافه می گردد، سرانجام پول خودش
را در خودش در خواهید آورد! وقتی شما وام می گیرید و دستگاهی را می خرید، و
آن دستگاه را راه اندازی می کنید، از حاصل و عملکرد دستگاه، شما کم کم وام
خود را پس می دهید. بیمارستان هم اگر غیرانتفاعی باشد، برایش مهم نیست آیا
سودهی دارد یا نه! مهم این است که هزینه خودش را در بیاورد.
** خوب بحث اینجاست که بیمارستان های دیگر نام های مختلفی دارند، اما
بیمارستان سیدالشهداء با توجه به فلسفه وجودی و چگونگی ایجادش، چه کار
باید انجام داد که با بیمارستان های دولتی و حتی خصوصی دیگر فرق داشته
باشد؟ و حداقل هزینه را از مردم بگیرد، یعنی به صورتی شود که وام نگیرد،
کار اقتصادی هم انجام ندهد. چون خیلی ها که وارد بیمارستان سیدالشهداء می
شوند، یک توقعات خاصی دارند، چون این بیمارستان، تابلوی خیریه هم داشته و
دارد، فکر می کنند اصلا هیچ هزینه ای نباید از آنها گرفته شود، و البته
اگر یک زمانی این کار صورت گیرد، نهایت ایده ال است، منظورم این است که نمی
شود بجای اینکه شما وام بگیرید، از همان بحث و موضئع خیریه استفاده کنید؟
یزد قشر ثروتمند هم دارد، بحث آن قبوض تکرار شود، تا نیاز به وام نداشته
باشد، و از مردم هم کمتر دریافت بشود؟
الان کسانی
که می خواهند کار خیر انجام دهند، اولا که دوست دارند یک مرکزی با نام
خودشان باشد و اسم و نامشان باقی بماند! مثلا مدرسه فلان یا آموزشگاه فلان
یا بخش فلانی! یک طیف وسیعی از خیرین، رفتن به طرف مدرسه سازی، و احساسشان
این است که مدرسه همیشه به اسمشان هست، مسجد همیشه به اسمشان هست، حسینیه
به اسمشان هست، و بعد هم بچه ها می روند آنجا تربیت می شوند، آینده مشخصی
هم هست و بعد دانش آموز می گوید من محصل فلانجا بودم بعد از 30 تا 40 سال
هنوز هم اسم فرد ماندگار است. یک قضیه این است؛ یا چند نفر از خیرین پیدا
شدند، می خواستند کار انجام دهند برای درمان مردم، به آنان می گوییم بیایید
در بیمارستان سیدالشهدا انجام بدهید، می گویند اسم ما کجا می رود؟! می
گوییم این بخش از بیمارستان را می گذاریم به نام شما! می گوید نه! می خواهم
بیمارستان آقای فلانی باشد! می خواهم کلینیک آقای فلانی باشد! یعنی یک
خورده ذهنیت ها گشته به آن طرف ! یعنی شما فرض کنید که می آیید یک آی سی یو
می گذارید اینجا، خب! ساختمانش خیلی خرج برمی دارد، ولی تجهیزکردنش خیلی
مشکل هست، نیرو می خواهد! کادر تخصصی می خواهد! یک مشکلات دیگری برایش
ایجاد می شود و طرف هم انتظار کار خیر دارد. اما اگر انتفاعی باشد، طرف یک
نرخی را می دهد و بعد هم هزینه اش را در می آورد و یک تشکیلاتی هم به
اسمشان هست...
** در حال حاضر بیمارستان سیدالشهدا با مشکلات خاصی هم روبرو هست یا نه؟
یک زمانی ما
خیلی مشکل داشتیم، تا جایی که تقریبا تا واگذاری بیمارستان هم پیش رفتیم!
چون پشتوانه ها تضعیف شده بود، مسئله اقتصادی، قدیم شدن کارخانجات و و از
بین رفت دستگاه ها و چیزهایی که پشتوانه بیمارستان بود، بعد آمدند یک فکری
کردند و یک امکانات جدید را گذاشتن، مثل نساجی اردکان، حالا هم بخش زیاد
کمکی که به بیمارستان می شود، از درآمد آن کارخانه هست. حالا آن کارخانه
محل درآمده، ولی کارخانه نساجان مشکل پیدا کرده است!
یک روز آقای
صدوقی با من مشورت کردند که چه کاری می شود انجام داد؟! گفتم حاج آقا
بیمارستان افت پیدا کرده! شما از هرجایی که امکان دارد مایه بگذارید، و
پزشک و امکانات خوب بیاورید، وقتی مورد استقبال و توجه مردم قرار گرفت،
خود چرخش بیمارستان، و رفتن مریض و آمدن مریض جدید پول خودش را در می
آورد، خب! حاج آقا گفتن این کار خودت هست. اصلا من یزد بیا نبودم! و
واقعیتش، به خاطر این موضوع به یزد آمدم
** در چه سالی به یزد آمدید؟
سال 1372
به یزد آمدم و در اول خرداد 1373 در بیمارستان مشغول بکار شدم
(ادامه دارد)