محمد رضا شوق الشعراء

 

مصاحبه با اصلانی رئیس شورای شهر یزد

(قسمت سوم)

جزو وظایف شهرداری و شورای شهر است که به هیئت های مذهبی کمک کند؟

به کلیه هیئت های مذهبی  که تقاضا کردند یک کمکی کرده ایم!

·     یک سری سرعت گیرها در سطح شهر نصب شده که خیلی از آنها از بین رفته یا جمع آوری شده، در حقیقت مردم دید خوبی در مورد این سرعت گیرها ندارند، اصلا روی چه برنامه ای اینها انتخاب شده ؟ و آیا در شهرهای دیگر هم این نوع سرعت گیرها وجود دارد؟

اولا این سرعت گیرها که آمدند زدند خرابه! قرارداد ما با اینها اینجور بوده که مثلا این سرعت گیرها تا 3 سال گارانتی هستند و گارانتی داشته باشند. حالا 6 ماه 6 ماه خرابه، هیچ کس هم نمی آید درست کند، ما تذکر هم داده ایم!

·         و بعضی جاها واقعا باعث ایجاد تصادف هم می شود!

بله! واقعا یک طرف قضیه هم این است که شما فرمودید، اما  بیایید من پرونده را نشان می دهم، محله ای نیست که درخواست سرعت گیر نکرده باشد، و از طرف دیگر عده ای اعتراض می کنند که این چی هست که شما گذاشتید!؟ این سرعت گیرها در دنیا هم هستند، ولی بعنوان آرام کننده ترافیک، من یک چیزهایی دیده ام!

·         در شهرهای بزرگ دنیا مثل پاریس و لندن و.. این سرعت گیرها در خیابانها وجود دارد؟

من پاریس و لندن رفتم ولی ندیدم! منتهی مراتبط علائم راندگی را دیدم که دقیقا رعایت می شود!

·         پس چون مردم قانون را رعایت نکردند، شهرداری قانون خودش را رعایت کرده!

شهرهای دیگر ایران هم سرعت گیر دارند، منتهی هر شهری یک نوعی دارد! مثلا شهرداری تهران آمده با آسفالت سرعت گیر درست کرده، اما پهن و با رنگ و سفید آن را خوب مشخص کرده که از دور مشخص باشد، جاهای مشخصی هم می زنند! مثلا  پنجاه متر مانده به چراغ قرمز این سرعت گیرها را می گذارد که وسیله نقلیه با سرعت نیاید. منتهی در یزد خیلی زیاد است، نصب سرعت گیرها تابع تقاضای مردم است نه تابع اصول ترافیک و کارشناسی! چند وقت پیش در رابطه با این موضوع بحث بود، در مورد تعویض سرعت گیرها تذکر دادیم. به مسئول ترافیک شهرداری گفتیم که دیگر اجازه نصب این سرعت های پلاستیکی را نمی دهیم! و بجای آن سرعت گیرهای آسفالتی را که در تهران می گذارند می گذاریم!

·         البته در حد محدود! و نه مثل بلوار دهه فجر که بیش از ده سرعت گیر دارد! و به گفته شما در همان حد پنجاه متر مانده به چهارراه!

بلی! برای آرام کردن ترافیک باید مطالعه و برنامه ریزی انجام شود! اما من خودم بیشتر وقتم تابع تقاضای مردم است، و حتی خودم نمی توانم برنامه خوبی برای خودم داشته باشم! مثلا می روم دانشگاه یک آقایی می گوید حاج آقا! خوب می ایستم! چاره ای ندارم! ما نمی توانیم به مردم بگوییم که من فقط هفته ای دو روز، و فلان ساعت دوشنبه و چهارشنبه ملاقات عمومی دارم. بعضی مواقع واقعا گرفتاریهای مردم به گونه ای است که اگر همان روز حل نشود، فردا دیر است! من امیدوارم! و باز هم دارم عرض می کنم، اصلا روی این موضوع بحث نیست! شورا باید اگر می خواهد شورا باشد، باید مدیریت واحد شهری هم باشد! یک روز از  من سوال کردند که: شما فکر می کنید که اگر ما اختیارات آب و برق و غیره را هم بگذارند زیر نظر شورا شهر، شهرداری می تواند اداره کند؟ گفتم نه!! گفتند پس چرا؟! گفتم آنموقع من دیگر اینجور نیستم که! آنموقع من دفتر مطالعات دارم! الان خودم هستم و خودم، آنموقع که دیگر اینجور نیستم! در دنیا  رئیس شورای شهر، شهردار است و اعضای شورای شهر هم مدیران شهرداری می شوند، مثل هیئت دولت، یکی معاون عمرانی می شود! یکی مسئول آتش نشانی! یکی معاون خدمات شهری، و افراد بعنوان هیئت دولت می آیند و کار انجام می دهند! گفتم اختیارات به من بدهید! اصلا من نه! آدم قویتر انتخاب می کنی! می گویی اصلا اصلانی بدرد نمی خورد!

·     در بعضی از پارک های سطح شهر مثل پارک هفتم تیر، شهرداری آمده یک قفس هایی برای کودکان درست کرده، و بسیاری از والدین و کودکانی که وارد پارک می شوند بخاطر این مسائل دچار مشکل می شوند. آیا شما که به دیگر شهرهای ایران هم رفته اید، نمونه این قفس هایی که شهرداری یزد ایجاد کرده دیده اید یا نه؟

نه! من جایی ندیدم! یک بار هم با خود شما رفتیم بازدید، بعد من قضیه را مطرح کردم، دیدم اجاره به شخصی داده اند! و من گفتم بیایید این را تعطیل کنید! گفتند مشکل حقوقی دارد، چونکه ما قرارداد بسته ایم! نه! من در جاهای دیگر ندیدم و این قفس ها را مناسب هم نمی بینم، آن روز هم تصمیم بر این شد که اجاره این قفس ها تمدید نشود! دیگر دقیقا نمی دانم مدت قرار داد تمام شده یا نه؟!

·     ولی اینها دارند به کارشان ادامه می دهند! اگر این کار درست نیست و می دانید که درست نیست، می توانستند یک خسارتی به طرف قرارداد بدهند، قرارداد را فسخ کنند!

حالا اونی هم که اجاره کرده بالاخره مشتری دارد! می گویند فردی رفت ریشش را اصلاح کند، آرایشگر هی بریده بود و پنبه زده بود، بالاخره یک طرف که پر پنبه شده بود، آمده بود آن طرف صورت را اصلاح کند، مشتری گفته بود دیگه بسه! و بعد به آرایشگر گفته بود یک سوالی داشتم؟! آرایشگر گفته بود بفرمائید بپرسید؟! گفته بود شما با این دست و پنجه ای که داری! شده که یکنفر دوبار بیاید مغازه ات؟! آرایشگر گفته بود نه والله! اما بی مشتری هم نبودم! حاا قضیه اینست! من اخیرا از از قزوین دیدن کردم، قزوین واقعا از نظر آثار باستانی و آثار تاریخی و قدیمی با یزد قابل مقایسه نیست، ما را بردند به یک بازاری گفتند سی هکتار بازاره، یکدفعه همه آن را میراث فرهنگی خریده! میراث فرهنگی اینجا (یزد) آه ندارد با ناله سودا کند، آنجا با پنج میلیارد خریدند و داشتن تعمیر می کردند که پنجاه میلیارد هم برای تعمیرش می خواستند، و یا از دروازه قزوین تا عمارت شاه عباسی آنرا میراث فرهنگی خریده! ما را بردند به یک جایی که به اصطلاح موزه بود، و ارائه کرده بودند، مشتلق کلکسیون حیذرزاده نمی شد و نمی شود! خدا شاهده من خجالت کشیدم! که یک مرد اینجا در یزد چکار کرده؟! و ما برای او چه کرده ایم! به خدا بعضی مواقع ما داریم خجالت می کشیم! اولا اگر کاری کردیم، پول مردم بوده و زور مردم! منتی نداریم و نباید داشته باشیم.  به خدا ما دلمان به خدمت خوش است!  من این را می خواستم به شما بگویم که برای اینکه یزد، یزد بشود، از خیلی فرصت ها و قدرتها استفاده نمی شود! این جوان یزدی را شما بیا و یکدهم هزینه ای که برای ورزشکارهای شیراز  و تهران و اصفهان می شود به اینها بده! اگر اول نشدند! اصلا استعداد و خلاقیت دارند این جوانان یزدی. محصول میوه در یزد با بندرعباس و جیرفت با هم بدست می آید، کجای دیگر این کشاورزها را پیدا می کنید؟! این شهر یک عزم عمومی می خواهد! اگر ما کاری کردیم، قدمی برداشتیم، همه برداشتیم، تو هم سهیم هستی، خودت خبر نداری! و اگر کاری نکردیم، نتوانستیم کار بکنیم، همه مقصر بودیم، تو هم مقصر بودی! آن خبرنگار دیگه هم مقصر است! ما اگر بخواهیم عوض بشود، باید عوض بشویم، ما باید با یک عزم و همت عمومی دست بدست هم بدهیم و یک کاری انجام بدهیم!

·     یکی از مشکلاتی که به آن اشاره می شود، مشکلات فرهنگی شهر است، شورای شهر در مورد مسائل فرهنگی چه حرکت ها و برنامه هایی داشته است؟

ببینید ما در ارتباط با مسائل فرهنگی، از روزی که آمدیم سه چهار تا سالن ورزشی در قسمت های مختلف شهر ساختیم، به تمام تیم های ورزشی محلات به یک طریقی کمک کرده ایم. سازمان ورزشی شهرداری را راه انداختیم که الان تیم فوتبالش در لیگ است، با دویست میلیون تومان! هشت تا تیم خوب در رشته های مختلف مثل شنا، والیبال، بسکتبال، والیبال نشسته معلولین، فوتبال، ما دوندگی...

·         ببخشید! این سازمان ورزشی است پس سازمان فرهنگی کجاست؟!

ما یک چیزی تصویب کردیم بعنوان سازمان فرهنگی رفاهی شهرداری، رفته تهران هم تصویب شده، این سازمان فرهنگی چیز دیگری به تشکیلش نمانده، طبق اساسنامه باید مدیر عامل انتخاب بشود، چند نفر هم معرفی کردند که چنگی بدل نمی زد! و الان دنبال مدیر عامل هستند که سازمان فرهنگی رفاهی شهرداری هم مثل سازمان پارک ها تشکیل بشود!

·         پس تابحال شهرداری و شورا برنامه فرهنگی نداشته، چون سازمانی نداشته و نبوده است؟

نه! سازمان داشته! ولی برنامه فرهنگی سازمان یافته ای نداشته!

·         در رابطه با هیئت های مذهبی، شهرداری و شورای شهر کمک مادی داشته اند یا نه؟

ببینید ما تقریبا به کلیه مساجد که تقاضای کردند، کمک کرده ایم!

·         مساجد یا هیئت های مذهبی؟!

به کلیه هیئت های مذهبی هم که تقاضا کردند یک کمکی کرده ایم! هیچکس دست خالی ازاین در بیرون نرفته!

·     و جزو وظایف شهرداری و شورای شهر است که به هیئت های مذهبی کمک کند؟ هیئت های مذهبی یک زمانی مردمی بودند و هیچ موقع هم کمک دولتی نمی گرفتند، و حال سوال اینست که چی شده این هیئت های مذهبی محتاج به کمک های دولتی شدند؟

ببینید بحث این موضوع، یک بحث جدایی هست!

·         آیا همه هیئت ها مراجعه کرده اند؟

خیر! تعدادی تقاضا نکرده اند! منتهی هر هیئتی که مراجعه کرده اند ما حداقل کمتر از مبلغ دویست هزار تومان به آنها کمک نکردیم! برای کمک هم ما یک اعتباری داریم بعنوان ماده 17 که تقریبا دو درصد درآمد های شهرداری است، ماده 16 کمک به ادارات دولتی است وماده 17 کمک به آحاد و گروههای مردم است. ما کمک کردیم. من نمی گویم کمک های ما زیاد بوده، ولی بعضی جاها تا ده میلیون تومان هم کمک کردیم. برای ساختن کتابخانه و مراکز فرهنگی در محلات! منتهی خیلی روی این قضایا تبلیغ نکردیم!! یک کارهای دیگری هم کرده ایم که من صلاح نمی دانم عرض کنم.

·     تبلیغ نکرده اید چون تبلیغ نیست، ضد تبلیغ است! وقتی شورای شهر و شهرداری به هیئت های مذهبی کمک کنند، مردم در ذهنشان شعارهای تبلیغاتی و رای های انتخاباتی پیش می آید که می خواهند هیئت های مذهبی در انتخابات سهم و نقش داشته باشند، این چیزی که الان در اذهان وجود دارد همین موضوع است که چرا شهرداری می آید و به هیئت های مذهبی کمک می کند؟ هیچ موقع در یزد سابقه نداشته که هیئت های مذهبی از دولت و بیت المال پول بگیرند!

الاعمال  به نیات! خود نیت سمت و سو می دهد به حرکت! من اینجا که می نشینم، مردم که مراجعه می کنند، شما یک روزی اینجا بنشینید ببینید، هر کسی به اتاق من وارد می شود، دلخور خارج نمی شود! حداقل کاری که انجام می دهم اینست که اینها را تحویل می گیرم، منتهی من حتی به روی آنها نگاه نمی کنم، که بدانند نیت من برای گرفتن رای نیست. خدا می داند! ولی طبیعتا یک موقعی شیطان آدم را وسوسه می کند، برای اینکه من که از جیب خودم نمی بخشم! اینکه حافظ گفته« اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را، به خال هندویش بخشم سمرقمند و بخارا را»  یک شاعر دیگر هم گفته« اگر من چیزی می بخشم، ز ملک خویش می بخشم. نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را!» آدم موقعی که از جیب خودش می بخشد یک مقدار...

·         ببخشید! اما این سوال است که آیا شهرداری وظیفه اش است که به این هیئت ها کمک کند؟ چون هم ارشاد هست و هم سازمان تبلیغات اسلامی!

ما هم باید کمک کنیم! مصوب کردیم که شهردار می تواند به هر کسی که می خواهد تا سیصد هزار تومان کمک کند، به حرکت های مردمی و به عامه، نه اینکه سیصد هزار تومان بدهد به رفیقش! شهردار، شهردار شهر است و اعضاء شورای شهر هم هر کدام 500 هزار تومان در اختیارشان هست که تا پنجاه هزار تومان می توانند کمک کنند که باید به تائید شورا برسد. اینها همه کنترل می شود. بعد ما آمدیم این کمک ها را اینجوری کردیم، ده میلیون تومان دادیم کمیته امداد، گفتیم ده میلیون تومان هم شما بدهید، تا بدهیم به اینهایی که برای کمک گرفتن مراجعه می کند! البته برای اینکه کنترل و نظارت بشود، دیگر ما کمک نمی کنیم، می روند از کمیته امداد می گیرند، و هر موقع پول تمام می شود، می ریزیم به حسابشان! ولی شما را این را بگویید که ما چقدر موسسات خیریه داریم؟ در کنار آن کمیته امداد هم داریم! بهزیستی را داریم! ماده 17 شهرداری را هم داریم.

·         مگر ما چقدر فقیر در این شهر داریم؟

نه! بحث فقیر نیست! ما به اینها که کمک می کنیم فقیر نیستند!

·     با توجه به اینکه به قول شما ما کمیته امداد و بهزیستی داریم، آنها هم دارند وظیفه خودشان را انجام می دهند، و آنوقت کمکی که شهرداری می کند، تداخل در کار آنها نیست؟

نه! اما منطقی نیست، ولی راه برای این کار باز است!

·         مگر اینکه بهزیستی هم بیاید زیر نظر شهرداری!

اصلا همین مدیریت شهری واحد را که من می گویم یعنی همین! ما آمده ایم قدرت ها را تضعیف کردیم. دست یک جایی! چشم یک جایی! گوش یک جایی!

 

 

صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   توفان يزد 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شوق دات كام محفوظ است