|

مصاحبه با اصلانی رئیس شورای شهر یزد
(قسمت چهارم و پایانی)
هر عضو شورای شهر، ماهیانه سیصد تا سیصد و پنجاه هزار تومان حق الجلسه می
گیرد!
مدیران دیگر شهرها، موقعی که بحث شهرشان باشد و سازمانشان، سازمانشان را
فدای شهرشان می کنند، اما اینجا مدیران ما سازمانشان برایشان مهمتر است
·
چون یک شخصی ممکن است هم از بهزیستی کمک بگیرد! هم از کمیته امداد! هم
ازشهرداری! هم از شورای شهر! و یکی هم از هیچدام کمک نگیرد
بلی! اینها هست! یک زمانی در یک مدرسه خیریه ای مدیر عامل بودم، یک خانمی
آمد پیش من گریه کرد که در یک زیر زمین زندگی می کنم که درب ندارد. اینها
رفتند تحقیق کردند، و دیدند یک خانه سیصد متری آئینه کاری شده دارد، به او
گفتم این چه وضعیه؟ گفت که من ریالی با پول خوم این خانه را نساختم! همه
پول این خانه را از اینجاها گرفتم! این سوء استفاده است. اصلا عده ای می
شوند حرفه ای این کار! این انتقاد شما صد در صد درسته، باید این کمک های
متعدد و متغیر با شخصیت های حقیقی و حقوقی انشاالله بیاید زیر چتر یک
سازمانی و کنترل بشود، و بقول شما مگر ما چقدر گدا داریم؟! من روزی که سال
48 آمدم یزد، دادگاههای تبریز شلوغ بود، کلانتری های آنجا شلوغ بود، و یزد
نه دادگاهش شلوغ بود و نه کلانتری هایش! اما الان دادگاههای اینجا شلوغتر
از تبریز است، ببینید آن فرهنگ و اصالتی که ما داشتیم متاسفانه دارد ضربه
می خورد، ما آنروز سال 48 ده تا ورشکسته در یزد نداشتیم! گدا در یزد نبود!
در هیچ خانه ای نبود که در آن دار قالی و چرخ خیاطی نباشد! الان دیگر آن
خبرها نیست! الان بچه شما از شما توقع ماشین آخرین سیستم دارد، اوضاه بهم
ریخته! باید این قضیه را جمع بکنیم، و این کار خوبی نیست که هر کس یک دکانی
باز کرده و کمکی می کند و کمکی می گیرد! حرف شما واقعا درسته!
·
شورای فرهنگ عمومی و ارشاد استان طرحی دارند برای احیاء دارالعباده یزد، در
رابطه با این مسئله از شورای شهر نیز دعوتی شده؟ نماینده ای از شورا در
جلسات طرح احیاء دارالعباده شرکت کرده؟ و اصلا در جریان طرح احیاء
دارالعباده هستید؟
من هم شنیدم! ولی جایی دعوت نشدم!
·
شورای شهر موجود و فعلی، بیشتر مذهبی است؟ فرهنگی است؟ فنی و تخصصی است یا
سیاسی؟
بیشتر فرهنگی مذهبی است! البته از نظر تجربی هم همکاران ما فنی هستند!
·
چند نفر از اعضاء شورای شهر مدرک مرتبط با مسائل شهری و عمرانی دارند؟
هر رشته ای که شما بخواهید در ارتباط است! منتهی مراتب ترکیب شورای شهر
باید غیر از این ترکیبی که هست باشد. در شورای شهر باید وکیل باشد! حقوق
دان باشد! که نیست، این دیگر تقصیر من نیست! اینکه من به شما می گویم مردم
بیایند عده ای را پیدا کنند و به آنها رای بدهند، همین است! در شورای شهر،
شهرساز باید باشد! پزشک باید باشد! که نیست! اقتصاد دان باید باشد که نیست!
آن استوانه های مدیریت شهری باید نماینده داشته باشند، که ندارند! البته
ما آمدیم با انتخاب مشاور داریم جبران می کنیم. موقعی که بحث مدیریت شهری
یا ترافیک است، می رویم پول می دهیم و کارشناس انتخاب می کنیم. ولی اگر از
خودمان باشد بد است؟
·
اعضاء شورای شهر حقوق هم می گیرند؟
اصلا!!
·
حق الجلسه چی؟
بلی! می گیریم! ما حداکثر می توانیم 40 جلسه در هفته داشته باشیم و از نظر
ساعت هم اگر 50 ساعت بیشتر باشد دیگر پولی در آن نیست! هیچ موقع به 50 ساعت
نمی رسد!
·
تقریبا هر عضو شوراء شهر در ماه چند حق الجلسه می گیرد؟!
بین سیصد تا سیصد و پنجاه هزار تومان! البته خانم ها چون کمیسیون فرعی
ندارند، کمتر می گیرند! آقایان سیصد تا سیصد و پنجاه هزار تومان!
·
ممکن است که این مبلغ بیشتر هم بشود؟
نه! اما ببینید در بعضی از شهرهای دیگر که من اسمشان را نمی برم، اعضاء
شورای شهر ماشین دارند! موبایل دارند! در بعضی جاها پول موبایل را شورا می
دهد، ما در این 8 سال غیر از حق جلسه، حق ماموریت هم می گیریم! ولی در این
هفت سال، هیچکس حتی یک ریال حق ماموریت نگرفته!
·
بعضی از سفرهای خارجی که اعضاء شورای شهر رفته بودند، با هزینه خودشان
بوده یا شورای شهر؟
ما یک مسافرتی به ترکیه رفتیم، آنجا میهمان ترک ها بودیم، هیچ هزینه ای
نداشتیم، فقط پول بلیط هواپیما را شورای شهر داد!! مسافرت دومی هم بود، که
چند نفر به مالزی رفتند البته هزینه خودشان!
·
شما که در ترکیه میهمان بودید، آیا آنها هم برای میهمانی به یزد آمدند؟
بله! البته آنها شهرداری هایشان بیشتر آمدند! سه روز اینها میهمان ما
بودند! آنها ما را در مهمانسرای شهرداری پذیرایی کردند، ما هم از آنها در
مهمانسرای شهرداری یزد پذیرایی کردیم، آنها از نظر پذیرایی کردن عالی
بودند، ما هم برای پذیرایی از آنان کم نگذاشتیم، مسافرت ما به ترکیه سازنده
بود، ما رفتیم برای بازدید کارخانه بازیافت، اولین کارخانه را در آنجا
دیدیم، تا پای قرارداد بستن هم رفتیم، که یکدفعه تراکتور سازی گفت، من می
سازم، و گفتیم، به جای آنکه به ترکیه وابسته بشویم، به کشور خودمان وابسته
می شویم و با تراکتور سازی برای ایجاد کارخانه بازیافت قرارداد بستیم!
·
کارخانه بازیافت کی شروع بکار می کند؟
امیدواریم 2 بهمن افتتاح بشود! هر هفته یک شنبه ها در آنجا جلسه داریم، اگر
خواستید بیایید ببینید. آنجا خیلی کار شده!
·
شیرین ترین و تلخترین خاطره ای که در شهرداری داشتید چی بود؟
بعد از پیروزی انقلاب من رفتم خانه آقای صدوقی، گفتم حاجی آقا من دیگر
وظیفه ام را انجام دادم! فرمودند چرا؟ گفتم ما در زمان طاغوت شهردار بودیم.
البته من از دوسال قبل از انقلاب در یزد شهردار بودم، ولی من با اجازه شهید
صدوقی آمدم، در یزد بخاطر وجود صدوقی، دو سال زودتر انقلاب پیروز شده بود،
و استاندار فرار کرده بود. صدوقی گقت: کی گفته؟! گفتم حالا میگن! گفت غلط
می کنند! و من نیامدم سر کار و رفتم خانه، بچه های شهرداری می روند خدمت
آقای صدوقی می گویند: حاج آقا شهردار نیامده سر کار! صدوقی می گوید چرا؟ می
گویند ما نمی دانیم! صدوقی می گوید من چکار کنم که نیامده؟ بچه های شهرداری
می پرسند حالا چکار کنیم؟ صدوقی می گوید: بروید بیاوریدش سر کار! من آنموقع
هم مثل الان در خانه پدر زنم زندگی می کردم، در کوچه گل، یکدفعه دیدیم کوچه
پر شد. ما حقیقتش خیلی ترسیدیم. اوایل انقلاب بود و بچه هامون هم زهر ترک
شدند. دخترم آنموقع کوچک بود، خیلی ترسیده بود و گفت: بابا آمدند ببرند؟ من
خودم هم ترسیدم. لباس پوشیدم رفتم پشت بام، نگاه کردم، دیدم نه اینها بگیر
ببندی نیستند، چند نفر از دوستان را در بینشان دیدم، آمدیم بیرون، آنها ما
را روی دست بلند کردند آوردند شهرداری و یک گوسفند هم کشتند و ما را بردند
آنجا، تلخترین خاطره این بود که من آنجا خیلی ترسیدم!
* شیرین ترین و تلخترین خاطره در یک لحظه؟
بله! من به مردم یزد خیلی ارادت قلبی دارم. بزرگ هستند در حق شناسی! و خدا
شاهد است تا آنجا که از من برآمده برای آنها کار کردم، یعنی حق مردم یزد بر
من حرام باشد که اگر کاری می توانستم انجام بدهم و نداده باشم! من افتخار
می کنم که در یزد بودم و داماد یزد هستم و در یزد زندگی می کنم، امیدوارم
مردم و مسئولین یزد دست بدست هم بدهند و یک فکری بحال شهرشان بکنند. الان
همه برای خودشان فکر می کنند و موفق هم هستند، یکدفعه هم برای شهرشان فکر
کنند.
·
انشاالله!
من بارها گفته ام، مدیران یزد از سالم ترین و شایسته ترین ها هستند، فقط یک
فرقی با مدیران دیگر شهرها دارند! مدیران دیگر شهرها، موقعی که بحث شهرشان
باشد و سازمانشان، سازمانشان را فدای شهرشان می کنند، اما اینجا مدیران ما
سازمانشان برایشان مهمتر است! دزد نیستند! سالم هستند! ولی در حالت مساوی،
طرف سازمانشانمی گیرند. این نظر من است!
******
گفتگو با اصلانی رئیس شورای اسلامی یزد، بعد از خاموش کردن ضبط و خوردن یک
چایی، و در هنگامه خداحافظی، دوباره با یک سوال ادامه می یابد، دوباره می
نشینیم و ضبط روشن می شود، سوالها می رود به سمت سوی دانشگاه و دانشجویان و
مسائل فرهنگی و آموزشی و ناهنجاریهای اجتماعی، اصلانی رک و راست و بی پرده،
تجزیه و تحلیل می کند و جواب می دهد، اینبار او در جایگاه قائم مقام
دانشگاه آزاد قرار می گیرد، تداخلی جالب و جذاب و بحث انگیز، از دانشگاه
آزاد تا شهرداری و از شهرداری تا دانشگاه، و اما بهر دلیل بعد از پیاده
کردن نوار و بازنویسی صحبت های اصلانی، با توجه به اینکه مسائل مطرح شده ما
را از هدف مصاحبه ها دور می ساخت، تصمیم گرفتیم، تا آن بحث را در جایی دیگر
و وقتی دیگر عنوان سازیم، بهرحال اصلانی در طول مصاحبه و در بسیاری از
موارد بحث، بخوبی ثابت می کند، که از روحیه محافظه کاری یزدیها بطور کامل
برخوردار نیست، و گاه چیزهایی می گوید که نباید بگوید، چرا که بعضی ها
خوششان نمی آید! |