|

جای خالی فرهنگ و اخلاق، در کافی شاپ و چایخانه ها!
در عصر اینترنت و رایانه، بسیاری از جوانان و نوجوان، بدلیل عدم وجود
امکانات تفریحی و رفاهی ارزان قیمت و مناسب، دور از چشم خانواده و والدین،
اوقات فراغت خود را با گفتگو و کشیدن قلیان و خوردن چای در کافی شاپ ها و
چایخانه ها می گذرانند.
کافی شاپ و چایخانه ها ی تجاری، با دکوراسیونهای مختلف، که صاحبان آن بدون
نگاه به فرهنگ و اخلاق و هنر، به اتکا و استناد مجوز مجامع امور صنفی، تنها
در پی کسب سود و درآمد بیشتر می باشند.
با توجه به نبود امکانات تفریحی جایگزینی که بتواند مشتریان پروپا قرص
چایخانه ها و کافی شاپها را بخود جذب و جلب کند، کنترل و نظارت بیشتری می
بایست که از جانب مسئولین سیاسی و فرهنگی و اجتماعی استان، بر محل تجمع
جوانان و نوجوانان اعمال شود.
چایخانه ها و کافی شاپها، پروانه کسب تجاری نمی خواهند، مجوز فعالیت
فرهنگی، مدیر مسئول فرهنگی و کنترل و نظارت دائم می خواهند، همانگونه که
سینماها و کانونهای تبلیغاتی و موسسات فرهنگی و مهمانخانه ها و هتلها، تحت
نظارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشند، و مجوز کلوپهای بازیهای رایانه ای
توسط ارشاد داده می شود، اعطای امتیاز ایجاد چایخانه و کافی شاپ نیز باید
بعهده ارشاد گذارده شود.
اینکه هر کس با هر اندازه سواد و تربیت و فرهنگ، بصرف داشتن یک محل کسب و
سرمایه، بتواند مجوز ایجاد چایخانه و کافی شاپ بگیرد، و بدون احساس مسئولیت
در قبال جوانان و نوجوانان و جامعه، به کسب و کار و سود بیندیشد کافی نیست،
شورای فرهنگ عمومی باید قاطعانه وارد صحنه گردد، و اساسنامه ای برای ایجاد
و راه اندازی چایخانه و کافی شاپ تنظیم نماید.
چایخانه های سنتی و کافی شاپ های مدرن، می توانند با یک نگاه تازه و مدیریت
فرهنگی، تبدیل به پاتوقهای فرهنگی و هنری و امن گردند.
جوانان و نوجوانان متعلق به طبقه فقیر و محروم شهر، با موتورسیکلت و جیب
نیمه خالی، به چایخانه های سنتی برای کشیدن قلیان و خوردن چای پناه می
برند، و قشر مرفه و ثروتمند دیار، با اتومبیلهای مدل بالا و جیب پر، به
کافی شاپهای هتلها و قهوه خانه سنتی خاص می روند.
کافی شاپ و چایخانه ها، دکانهای کسب پر رونقی هستند، که به قیمت گمراهی و
نابودی و شروع سقوط بسیاری از نوجوانان و جوانان جامعه، به درآمد می
اندیشند.
کشیدن قلیان دور از خانه و خانواده و همراهی جوانان و نوجوانان با هم، در
شرایطی که تهیه و خریدن مواد مخدر در شهر، راحتتر از تهیه و خریدن نان است،
راه را برای امتحان دیگر مواد و مسائل باز می کند، و اگر یک قاچاق فروش بی
وجدان، به یک کافی شاپ و چایخانه نفوذ کند، در کوتاه مدت، دهها و صدها
معتاد و دختر فراری، به جامعه تحویل خواهد داد.
تعطیلی کافی شاپ و چایخانه ها راه حل مبارزه با پدیده قلیان کشی نیست، چرا
که جوانان و نوجوانان، محلی برای تفریح و گذران اوقات فراغت می خواهند، پس
تنها راه، فرهنگی و امن کردن این مکانها می باشد، ورود افراد زیر 18 سال و
بالای 25 سال باید به محل اجتماع جوانان ممنوع گردد، و هر کافی شاپ و
چایخانه، محلی دور از چشم رهگذران، برای پارک موتورسیکلت داشته باشد، که
تجمع موتورسیکلتها در روبروی چایخانه ها، خود یک نوع تبلیغ فریبنده و جذب
کننده است.
کافی شاپ ها و چایخانه ها می بایست، که با یک برنامه مدون، به کلوپهایی
شبانه و دارای کارت عضویت تبدیل گشته، و تنها اعضاء با ارائه کارت عضویت،
مجاز به استفاده از محل باشند، صدور کارت عضویت نیز شرایط خاص خود را خواهد
داشت، که یکی از آنها، داشتن معرفی نامه می باشد.
کافی شاپها و چایخانه های موجود، بدلیل نوع عملکرد، در تضاد با فرهنگ
ایرانی و اسلامی می باشند، و کافی شاپها و چایخانه ها می توانند که با یک
برنامه ریزی صحیح و اصولی، در راستای خدمت فرهنگی و فرهنگ و اخلاق قرار
گیرند.
محمد رضا شوق الشعراء 18/10/84 یزد |