محمد رضا شوق الشعراء

 

مقدمه ای بر مصاحبه سید عباس شاهدی

شاهدی از سالهای دفاع مقدس!

سید عباس شاهدی، رزمنده و جانباز بسیجی سالهای دفاع مقدس، که از سال 59 تا 65 در جبهه های جنگ حضور داشته است، با بیرون آوردن پیراهن از تن، نشانه های تلخ و زجر آور جنگ را به تن دوربین  می سپارد، عصبانی و ناراحت و با بغض فرو مانده در گلو، طبق وعده، با دهها عکس و مدرک و نامه و گواهی آمد، به مصاحبه و گفتگو نشست، و از خاطرات سالهای دفاع مقدس و شهادت و جانبازی بسیاری از همراهان، و بیکاری و بی پولی و عدم قدرت خرید داروهای گران قیمت مورد مصرف امروز خود، و بی توجهی مسئولین استان، و قصد خود برای احقاق حق و تحصن در روبروی بنیاد شهید گفت.

رزمندگان و جانبازان سالهای دفاع مقدس، مشکلات و توقعات و حرف هایی دارند، و اما در هنگامه جدال سیاسی گروهها و جناح ها، چه کسانی به زمزمه های این تلاشگران جان بر کف سالهای نزدیک دفاع مقدس، قبل از فریاد شدن توجه خواهد کرد.

شاهدی بغض داشت! شاهدی اشک داشت! شاهدی درد داشت! شاهدی حرف داشت! شاهدی حکایت داشت! شاهدی مدال و مزد نمی خواست، توجه می خواست؛ و شاهدی، شاهدی بود از سالهای دفاع مقدس و جبهه و جنگ، که  ساعتی، با ما به گفتگو نشست، و  خاطرات و دردها و حرف هایش را با تاسف و بغض، بعد از غروب آفتاب! گفت و رفت...

حرف ها و درد دلهای شاهدی را فردا بخوانید. انشاالله

محمد رضا شوق الشعراء 16/8/85

 

 


صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   توفان يزد 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شب نیوز محفوظ است