
مقدمه ای برای مصاحبه با مهندس احرامیان
فولاد چگونه آب دیده می شود!؟
عشق و فولاد
با توجه به صنعتی و معدنی بودن استان کم جمعیت وثروتمند
یزد، و وجود ذخایر عظیم سنگ آهن و بحث گسترش صنایع فولاد در استان یزد،
مدتها بود، که می خواستیم با مهندس احرامیان، مالک کارخانه «فولاد یزد»
مصاحبه و گفتگویی «غیر سیاسی» با محوریت موضوع «ایران و صنعت» داشته باشیم،
همزمان با روی کار آمدن دولت نهم و در هنگامه استاندار یزد شدن عاصی، به
بهانه مصاحبه احرامیان با روزنامه کیهان، در دفتر فولاد یزد، یک گفتگوی
کوتاهی با او داشتیم، و «قرار» یک «وعده» برای مصاحبه در رابطه با گذشته و
حال و آینده فولاد در یزد، گذاشته شد، که بخاطر «مشغله» و «فراموشی» و
«دغدغه های دیگر» هیچگاه این فرصت پیش نیامد و دست نداد.
کلانتری رفت، عاصی آمد و رفت، ریاست سازمان صنایع یزد
تغییر یافت، دهستانی که سنگ آهن خام بافق را با افتخار صادر می کرد، از سنگ
آهن بافق رفت، بعضی از فرمانداران سابق دوران اصلاحات بعد از برکناری و
بازنشستگی بدنبال تولید «کاشی» رفتند، اختیار شهرک های صنعتی به «خانه صنعت
یزد» سپرده شد و مبلغ جواز تاسیس ده برابر رشد کرد و افزایش یافت، و
میلیاردها تومان به نام کارگاههای زود بازده و دیگر طرح های واسطه ای
اهداء و پرداخت شد، و اما مشکل اشتغال و صنعت یزد نه تنها حل نگشت، که مشکل
بر روی مشکل نیز افزوده گشت، و «زمین» بخاطر «سود زودبازده»، پول و ثروت،
صنعت و تولید را بلعید!
چند شب پیش، بر حسب تصادف، در یک جایی و در یک جمع سیاسی!
«دکتر سید عباس پاک نژاد» نماینده مردم یزد در مجلس هفتم را دیدم، با
«شوخی» از او پرسیدیم: «در مجلس چه خبر است، که اینهمه نامزدها سعی و تلاش
و هزینه می کنند تا وارد آن شوند!؟» دکتر پاک نژاد جواب این سوال را بخاطر
سیاسی نشدن قضیه در هنگامه انتخابات به بعد از انتخابات موکول کرد، و اما
دیشب، در جایی «مهندس احرامیان» را دیدم و ساعتی با هم، بدون ضبط و دوربین
و نه برای مصاحبه، به گفتگو نشستیم و بصورت «جدی» از او پرسیدیم: « در
صنایع فولاد چه خبر است، که اینهمه سعی دارند، «با زد و بند» و «بدون زد و
بند» وارد آن شوند و زمین و وام بگیرند و کارخانه ایجاد نمایند!؟»
مهندس احرامیان که تازه از سفر «عمان» برگشته بود، از
آمارها و طرحهای کاغذی و دروغ های بزرگ تولیدی و «شعار» و «باد هوا» گفت، و
اشاره کرد فلان شخص و مدیر کارخانه ای که کوره ای با ظرفیت مشخص و محدودی
دارد، برای گرفتن تشویق و وام و زمین و امکانات، به مسئولان خبر از تولید
صدها هزار تنی و میلیونی سالیانه می دهد، و اما هیچ فرد کاردان و متخصصی
پیدا نمی شود از او بپرسد: که تو با کدام کوره و با کدام ظرفیت و امکانات و
چگونه این تولید را انجام می دهی!؟ و این در حالی است که صنایع فولاد
دولتنی، همچون فولاد مبارکه، از امکانات و ظرفیت موجود استفاده نمی کنند و
تولیدشان بسیار کمتر از امکانات و توانشان می باشد، چرا که زیان انباشته
آنان بعهده دولت است، و در نهایت، از بیت المال تامین و جبران می گردد.
احرامیان با گلایه و کنایه و خنده و متلک، از 15 میلیارد
تومان وامی که قرار بود برای راه اندازی خط تولید به او بدهند و نداند گفت،
و اشاره کرد، سالی یک میلیون تن «مفتول» وارد کشور می شود و اصفهان و اهواز
روی هم در مجموع سالیانه 320 هزار تن تولید می کنند، و ما برای ایجاد خط
مفتول و تولید سالیانه 500 هزار تن درخواست وام کردیم، و فولاد یزد را که
میلیاردها تومان ارزش دارد، بعنوان وثیقه 15 میلیارد تومان وام معرفی
کردیم، و اما بعد از گذشت چند سال و افزایش تورم، و با اینکه میلیاردها
برای راه اندازی این خط و پنج میلیارد تومان برای «برق» و پنج میلیارد
تومان برای «سیستم تصفیه آب» هزینه شده، هنوز از این وام اثری نیست.
احرامیان در شرایطی به قضیه وام 15 میلیارد تومانی اشاره
کرد، که بدلیل گسترش کارخانه فولاد یزد، هزاران نفر در قسمتهای مختلف شرکت
فولاد یزد مشعول بکار می باشند، و هرگونه افزایش سرمایه گذاری در آن، با
توجه به روند و تجربه کاری، موجود باعث بالا رفتن سطح اشتغال در شهر و
استان خواهد شد، و احرامیان با «غرور» و «افتخار» اشاره و ادعا کرد، که تا
به امروز و بر خلاف دیگر کارخانه های مشابه، تنها فقط سیصد ساعت از نیروی
کار متخصص خارجی در کارخانه استفاده شده است.
احرامیان در بخشی دیگر از صحبتهایش از «زمان» و «ارزش» و
«فرهنگ زمان» در تولید گفت و مثال زد که برای ذوب و تبدیل فلان مقدار مشخص
در بعضی از کارخانه های ذوب ایران، دو ساعت زمان و انرژی صرف می شود و در
کشورهای خارج سی دقیقه! و این چهار برابر مصرف انرژی و زمان تولید در
ایران، یعنی چهار برابر از دیگران عقبت تر و گرانتر بودن، و احرامیان با
اصطلاحات فنی از پائین آوردن زمان در بخش ذوب «قراضه» با تغییر در شیوه خط
تولید گفت، و گلایه کرد که چرا در هنگامه ای که در هر سال میلیونها تن
فولاد از خارج وارد کشور می شود، سه درصد ارزش افزوده را از کارخانه های
تولید فولاد داخلی می گیرند، و به قضیه فولاد چین اشاره کرد که چند سال پیش
دولت چین برای افزایش تولید و صادرات، 15 درصد جایزه صادراتی برای صادرات
فولاد قرار داد، و بعد از چند سال با افزایش مدام تولید و صادرات فولاد از
چین، دولت، هر ساله و طبق برنامه، پنج درصد از آن مبلغ کسر نمود و پس از
مدتی، پنج درصد و بعد ده درصد و بعد پانزده درصد عوارض بر صادرات فولاد
تعیین کرد، و اینگونه است که تنها بعد از چند سال، در کنار صنایع فولاد هند
و روسیه، صنایع فولاد چین رشد می کند و به آمارهای باورنکردنی می رسد، و
این در حالی است، که چهل سال پس از شروع بکار ذوب آهن اصفهان، ایران هنوز
در کنار صادرات سنگ آهن خام، وارد کننده بزرگ و عمده فولاد می باشد.
احرامیان بعنوان نماد فعالیت بخش خصوصی در صنایع فولاد
یزد، که جایش در دیدار نخبگان یزد با رهبری و رئیس جمهور خالی بود، از کاهش
هزینه در صنایع فولاد خصوصی نسبت به فولاد دولتی می گوید، و این نکته ظریف
و مهمی است، که دولت باید به آن خوب توجه داشته باشد.
احرامیان که با توجه به شرایط، نمی بایست طرفدار دولت نهم
باشد، سخت از طرح کاهش نرخ بهره احمدی نژاد بخاطر صنعت حمایت می کند، و
انتقاد می کند که چرا احمدی نژاد، در قسمت کاهش نرخ بهره مقاومت نکرد و
کوتاه آمد، و او از بهره بالا بعنوان دشمن سرسخت تولید و صنعت و اقتصاد نام
می برد و مقاله «سونامی تورم» را معرفی می کند و می گوید وقتی بانک 18 درصد
بهره می دهد، سرمایه داران و سپرده گذران ( و بخصوص پنج درصدی که نود و پنج
درصد نقدینگی را در اختیار دارند!) دیگر دلیلی برای سرمایه گذاری در بخش
های تولیدی و صنعتی و کشاورزی پیدا نمی کنند، و اما بانک ها نیز با سپرده
های سپرده گذاران جز اینکه به تورم دامن بزنند، کار دیگری انجام نمی دهند.
احرامیان، همچون احمدی نژاد، از افزایش بی حساب و کتاب
سرمایه چند صد برابری و ناعادلانه بانک های خصوصی در ایران می گوید و دو
بانک را هم نام می برد، و می گوید: حال یک کسی باید تحقیق کند ببیند که در
این چند سال، این دو بانک از چه طریق اینگونه افزایش سود و سرمایه داشته
اند!؟ و احرامیان که مدافع پائین آمدن نرخ بهره است می گوید، چه اشکالی
دارد چند بانک هم ورشکست شوند!؟
و براستی در شرایطی که صنعتگران و تولید کنندگان بسیاری
بخاطر سیاست های غلط اقتصادی ورشکست می شوند، شاید که یکی از راههای پائین
آوردن نرخ تورم، ورشکستگی چند بانک باشد!
احرامیان برای کاهش نرخ تورم، از بلوکه کردن پس اندازها و
سرمایه ها توسط دولت و بانک ها می گوید و به گردش دوباره درآمدن را باعث
افزایش نرخ تورم قلمداد می کند.
مهندس احرامیان خیلی حرف ها زد، و اما ما هیچکدام از
حرفهای او را یادداشت و ضبط نکردیم، چرا که موضوع مصاحبه و گفتگو نبود و در
یک جمع دوستانه، یک دیدار ساده از قبل پیش بینی نشده بود، و اما باز مثل
چند سال قبل قرار گذاشتیم، تا با برنامه ریزی «دوستی» یک مصاحبه مفصل با او
که در این شرایط، سهم زیادی در ایجاد اشتغال دارد انجام دهیم.
به احرامیان احترام می گذاریم، نه بخاطر کارخانه داشتن و
میلیاردر بودن، که بسیاری از دلالها و زمینخوران هم هستند که
میلیاردرهستند، و میلیاردر بودن و میلیارد ثروت داشتن، دلیلی برای احترام
داشتن نمی شود، به احرامیان بخاطر آنکه کارآفرین است و بفکر مردم و ایران
است، و بخاطر اینکه برای هزاران نفر یزدی و ایرانی شغل ایجاد کرده است،
احترام می گذاریم، و برای یافتن جواب این سوال که چگونه در یزد فولاد
آبدیده می شود!؟ می خواهیم با او فارغ از مسائل سیاسی و جناحی به گفتگو
بنشینیم، و از چگونه شکل گرفتن فولاد یزد و گذشته و حال و آینده فولاد
بپرسیم و بنویسیم...
بعد از گذشت چند سال، و رفتن کلانتری و عاصی و آمدن فلاح
زاده، و طی دو مرحله سکته، اینک به مقدمه گفتگو با احرامیان رسیده ایم، حال
با توجه به قلب ما و اقتصاد ایران، و دغدغه های همیشگی و مشغله های فرصت
سوز، مشخص نیست که چه زمانی این گفتگو انجام شود!
با توجه به سن و ثروت، مهندس احرامیان، اصلا احتیاج و
دلیلی ندارد که بخواهد در رابطه با صنعت و تولید، و در شرایط سیاسی و
اقتصادی ایران امروز، تلاش و سرمایه گذاری خود را برای کسب سود در بخش صنعت
ادامه دهد، آری! استانی که در سیاست، «خاتمی» و «عارف» را دارد، و در بخش
صنعت، «برخوردار» و «رسولیان» و «صراف زاده» و «هراتی» را داشته است، اینک
در کنار نوکیسه های زمین دار و بساز و بفروش و دلال، احرامیان را هم دارد،
و بزرگترین عیب احرامیان، یزدی بودن و عاشق بودن است، و اما عشق و فولاد!؟
و این آغاز بحثی در صنعت فولاد یزد است...
محمد رضا شوق الشعراء 26/11/86 یزد |