
به رهبر هم می شود دروغ گفت!؟
فرصت های از دست رفته در دیدار منتخبان یزد با رهبری
مدیران و مسئولانی که برای دیدار رهبری با «منتخبان»
استان یزد، بدون در نظر گرفتن فرصت پیش آمده و آزاد اندیشی رهبر فرزانه
انقلاب، تعدادی از اقشار مختلف را به نام «نخبگان» یزد، برگزیدند و انتخاب
و گزینش و دعوت کردند، به اندازه کسانی که در جمع منتخبان استان قرار گرفته
و با رهبری سخن گفتند، فردا، در پیشگاه خداوند و مقابل تاریخ، مسئول و
پاسخگو می باشند، که چرا آنچه را باید می گفتند، به رهبر فرزانه نگفتند، و
از فرصت پیش آمده، بدرستی استفاده نکردند.
رهبر فرزانه انقلاب، با صبر و حوصله و دقت، بیش از سه
ساعت و نیم وقت گذاشته، به سخنان منتخبان گزینش شده استان گوش فرا دادند، و
اما بسیاری ازین منتخبان، چه گفتند و چه خواستند و ازین فرصت، چه استفاده
ای برای گفتن از دردها و کمبودها و حقایق جامعه کردند!؟
در شهری که دهها دکتر متخصص و کاردان و دلسوز یزدی دارد،
چرا باید پزشک منتخب یزدی ها در دیدار با رهبری، یک پزشک «حاذق» غیر یزدی
متخصص صنعت پولساز ناباروری باشد!؟ مشکل ایران و یزد امروز، بدنیا آمده
هاست!؟ یا بدنیا نیامده ها!؟
در جمعی که منتقدان و روزنامه نگاران و اصحاب قلم و رسانه
و فرهنگیان یزد، نماینده و نخبه و منتخب نداشتند، کارمند رسمی اداره کل
فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، بعنوان نخبه هنر و فرهنگ، در جایگاه
نمایندگی فرهنگ و هنر یزد قرار می گیرد، و با حرف ها و تپق های خود، تیشه
به ریشه فرهنگ و هنر نیمه جان یزد می زند، براستی نماینده فرهنگ و هنر یزد
را کدام از هنرمندان و فرهنگیان یزد انتخاب کرده بودند، و کدام از هنرمندان
و فرهنگیان یزد او را بعنوان فرهنگی هنرمند قبول داشتند!؟
کشت وابسته گلخانه ای، که بذر و کود آن از خارج وارد می
شود، با شیوه ای که در یزد توسط کارگران «زحمتکش» افغانی! اجراء می گردد،
بنا به تحقیقات انجام گرفته، جز از بین بردن خاک و به خطر انداختن سلامتی
مردم نتیجه ای ندارد، و حال نماینده خیار سبزکاران گلخانه ای، بعنوان نخبه
روبروی رهبر قرار می گیرد و از کشت گلخانه ای، برای رهبر اندیشمند و فرزانه
انقلاب می گوید.
درست است که یزد، شهر بازار و مغازه و پاساژ و بانک و
بنگاه است، اما در انظار و پیش چشم مردم یزد و ایران، سخنان نماینده اصناف
و بازار در دیدار با رهبری، چه پیام و پیامد و اثر و نتیجه ای دارد و
داشت!؟
وقتی استانداران سابق یزد و نمایندگان استان در مجلس و
سرگروههای احزاب و تشکل های سیاسی، بهمراه رئیس دفتر استاندار سابق یزد، و
مداح همکار «مجری!» برنامه، در گروه نخبگان قرار گرفته و بدیدار رهبری می
روند، باید که در نخبه بودن دیگر نخبگان دعوت شده شک کرد؛ و صحبت های
برگزیده های بخش یزد شناسی! و دانشجوی مردم شناسی! و فرشباف برگزیده کشوری
و کارگر و کشاورز نمونه و فلان ورزشکار را در راستای صحبت های «تبلیغاتی»
مدیران و مسئولان دولتی قرار داد.
براستی! نماینده نخبه جامعه زنان یزدی در این دیدار مهم،
چه کسانی بودند و از چه گفتند و چه فرهنگ و چهره ای از زنان نخبه یزدی نشان
دادند!؟
بهرحال، شاید با اما و اگر، تنها دو یا سه نفر از بیست
نفر صحبت کرده را بتوان تحت شرایطی نخبه یزد دانست، و اینست که اینچنین و
بسادگی، بهترین فرصت های ایران و یزد، بدلیل سوء مدیریت، از دست می رود.
محمد رضا شوق الشعراء
|